مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1085

طب اكبرى ( فارسى )

ششم ، آنكه غثيان رنج دهد و قىء صفراوى و يا سوداوى لاحق گردد و اشتها بر طعام نشود و سر معده به جانب دل درد كند و سرفهء خشك ظهور نمايد . هفتم ، آنكه تشنگى شديد و خشكى زبان و دهان لازم باشد و بن دندان‌ها و درون دهان بياماسد و خواب نيايد و عقل مختلط شود و اندام سست باشد و قوت ساقط شود و غشى افتد . هشتم ، آنكه بثرهاى سرخ بر ظاهر بدن ظاهر شود و باز پنهان گردد و بسيار باشد كه طاعون برآيد . نهم ، آنكه اشتداد تب در شب زياده شود . انتباه : گاه باشد كه درين تب اعراض مذكوره از ابتداى تب شروع نمايد و به آخر ، دست و پاى سرد شود و غشى افتد و باشد كه ليثرغس عارض شود و به كزاز و تشنّج ادا كند . و گاه باشد كه حرارت تب سخت ظاهر نباشد نه در ظاهر نه در باطن و دليل [ يعنى قاروره ] از حال طبيعى بسى دور نبود و بيمار زود هلاك شود . در جمله ، حمى وبايى بدترين اصناف حميات است خاصه اگر طاعون با وى يار [ يعنى همراه ] بود و مردم ازين بلا كمتر رهائى يابند . « اللهم عافنا عن جميع البليات » . علاج : هرگاه تب وبايى ظاهر شود ، به زودى تن را از خلط فزونى پاك كنند بىانتظار نضج و خانه را به ميوه‌ها و عطريات بارده چون كافور و بنفشه و نيلوفر و برگ بيد و سيب و ليمو شيرين و گلاب معطر سازند و هر ساعت قدرى گلاب و سركه بهم آميخته در خانه بپاشند و محافظت كنند تا باد خارجى درنيايد . و چون به ترويح حاجت آيد ، هواى خانه را به مروحه بجنبانند و سقف خانه بلند بايد و مسكن هرچند كه از زمين برتر بود بهتر بود خاصه آنجا كه اسباب ارضى موجب و با باشد . و بايد كه هر صباح قرص كافور به آب غوره يا رب سيب يا رب بهى يا رب ترشى ترنج و يا رب ريواج و يا رب ليمو هركدام كه ميسر آيد حل كرده بدهند . و اگر ازين ربوب چيزى ميسر نشود ، سركه به آب سرد و گلاب آميزند و سرد كنند بر يخ و قرص كافور آميخته بنوشانند . بدانند كه آب شديد البرودت يك بار شكم سير دادن بعده [ يعنى پس از آن ] جرعه جرعه هر لحظه نوشانيدن نفع تمام دارد . و مصابرت بر عطش و جوع سخت زيان كار است [ و ] لهذا گفته‌اند كه درين تب لقمه‌يى چند از اغذيهء مناسبه البته بايد داد ؛ اگرچه